(( هو! هو!هو! پیش به سوی آبجو
برای شفا دادن قلبم، برای غرق کردن غم هایم.
باران شاید ببارد، باد شاید بوزد
و هنوز فرسنگ ها راه مانده که باید برم،
ولی زیر یک درخت بلند دراز می کشم،
و می گذارم که ابرها شناکنان بروند. ))
جی. آر. آر. تالکین
ترجمه رضا علیزاده