(( هو! هو!هو! پیش به سوی آبجو
برای شفا دادن قلبم، برای غرق کردن غم هایم.
باران شاید ببارد، باد شاید بوزد
و هنوز فرسنگ ها راه مانده که باید برم،
ولی زیر یک درخت بلند دراز می کشم،
و می گذارم که ابرها شناکنان بروند. ))
جی. آر. آر. تالکین
ترجمه رضا علیزاده
از اونجایی که اگر امروز من فارغ التحصیل میشدم، استیضاح وزیر بازرگانی تکذیب میشد، گوجه قیمتش نصف میشد، آیدین خوابش تنظیم میشد و وزنم به ۷۵ میرسید بنابراین فارغ التحصیلی رو بی خیال !!
از کی تا حالا کارها در مملکت ما بر روی روال و حساب بوده که این یکی باشه ؟!؟ مسئول محترم امور مالی لطف کردن و تصمیم گرفتن یادشون بره مدارک تسویه حساب مالی یکی از دانشجویان رو بفرسته اداره رفاه ! همین. خلاصه بهار و فصل رومانتیسم و تازه عروس به علاوه داماد احمق و ... در هر حال برای خانم مسئول امور مالی دانشکده آرزوی خوشبختی و پول زیاد!!
پی نوشت : به کارگرای خدمات اداره آموزش کل دانشگاه کلی وعده و رشوه دادم که آشغال های اون سوراخ کن کذایی رو برای من بیارن تا قطعات سوراخ شده کارت دانشجویی رو دوباره نصب کنم. کار دیگه، شاید تونستم یه کارت المثنی هم از بقیه اشغال ها درست کنم!
پی نوشتی دیگر : چه می کنه این Billy Joel !!
تو زندگی همه لحظات ناراحت کننده و دردناک زیادی هست. من هم مثل همه. تا دلتون بخواد. تو دوران دانشجویی هم کلی لحظه دردناک داشتم. متاسفانه یکی از این لحظات امروز برای بار دوم عینا تکرار شد.
کارت دانشجویی ام رو سوراخ کردند. خانم موسوی کارمند امور فارغ اتحصیلان این جنایت رو مرتکب شد! دقیق یادم نمیاد ولی شاید دو سال پیش هم همین خانم بود که اون یکی کارت خوشگلم رو سوراخ کرد. دیگه کاریش نمیشه کرد. تصمیم هم ندارم کاریش کنم !
فردا مدرکم رو می گیرم .
حرکت خودجوش دیروز دانشجویان و شهروندان در اعتراض به تحریف تاریخ و نام خلیج فارس که روبروی سفارت امارات متحده عربی رخ داد، از مهم ترین و دوست داشتنی ترین حرکت های جامعه ایرانی بود. تنظیم کنندگان و برگزارکننده های این گردهمایی و کسانی که در این حرکت اعتراضی شرکت کردند، شایسته تقدیر و تحسین هستند. فکر نمی کنم در میان مردمان ایران در حال حاضر شخصی را بتوان پیدا کرد که با این اقدام ملی گرایانه مخالف باشد (شاید برخی از آن حمایت نکنند) ، این امر به خودی خود موید درستی این رفتار مدنی ایرانیان است. البته مشابه تمامی کنشهای ملی گرایانه، در حاشیه این تجمع رفتارهای ناشایستی دیده می شد که بهترین نمونه آن شاید همان نوشته افراطی "همه فلات ایران ... " باشد.
دانشجویان به طور طبیعی علاقه مند به اقدامات اعتراضی هستند و به هر بهانه ای سعی در اعتراض به وضعیت موجود دارند. این گونه اعتراضات که در اغلب موارد شامل نقد نظام حکومتی می باشد، به طور معمول از سوی شهروندان عادی مورد حمایت قرار نمی گیرد. در جمیع موارد اقدامات سیاست مدار قشر دانشجو به دلیل رویکرد محافظه کارانه مردم عادی، تنها محدود به سطح دانشگاه می گردد. در درون خانواده ها نیز نصیحت و توصیه غالب اغلب والدین، پرهیز از فعالیت های سیاسی و عدم شرکت در تجمعات اعتراضی می باشد. شاید بتوان این عدم حمایت و یا حتی مخالفت را یکی از دلایل عدم موفقیت کنشهای اعتراضی دانشگاه ها و پرهزینه بودن فعالیت های سیاسی دانست. حال این جامعه محافظه کار و درون گرا در یک فرصت استثنایی نمونه قابل توجه ای از یک رفتار جمعی مدرن را نشان می دهد و با توجه به عدم هزینه اجتماعی این اقدام، سعی در تمرین اعتراض و انتقاد می کند.
با این تفاسیر شور و شوق دیروز شهروندان عادی را می توان از دیدگاه بدبینانه یک مضحکه جمعی و نادر قلمداد نمود و هیچگونه امیدی به تکرار داخلی آن نداشت. می توان با دید منفی گرایانه چپ های سابق سرخورده، بیماران حسرت خور گذشته و ناامیدان تحریم کننده ؛ آن را بی فایده و مسخره نامید و حتی در خودجوش بودن آن شک نمود. این دیدگاهها و نتیجه گیری ها اگر فایده ای هم داشته باشد، من آنها را نمی دانم ولی از سوی دیگر می توان خوشبین بود و خوشحال. می توان این تمرین کنش جمعی را به فال نیک گرفت و امیدوارانه به انتظار سایر اقدامات حق طلبانه مردمان ایرانی نشست. می شود این اتفاق را نشانه رشد هر روزه شعور جمعی ملت ایران دانست، به آن افتخار نمود و آماده کمرنگ شدن روحیه محافظه کارانه و غرغروی ایرانی بود. می گویند امید تنها چیزی است که همیشه هست.
تیپ معمول مردهای ۴۰ - ۵۰ ساله دور و بر بازار رو داشت. یقه اون جوری و ریش این طوری ! برگه رای رو که بهش دادن، خانم جوونی که پشت کامپیوتر نشسته بود گفت : (( آقا شما حق ندارید رای بدین، دور قبل از قم رای دادین و دور دوم نمی تونین از تهران رای بدین! ))
- یعنی چی ؟ چرا ؟
- خوب شما قبلا از قم رای دادین و نماینده انتخاب کردین دیگه. این قانون شه!
- خوب این قانون اشتباه دیگه. من خونه ام دوتا کوچه پایین تره. بچه همین محل ام.
- متاسفم ولی نمی تونین. اگر هم بدین رای شما باطل میشه!
- یعنی چی؟ این قانون غلطه! قبلا این طوری نبود. من میگم این قانون غلطه و باید عوض بشه! این جوری حق من ضایع میشه. حالا ما یه غلطی کردیم قبل عید رفتیم قم زیارت! این خاتمی ...
شناسنامه اش رو گرفت و یه استغرالله گفت و با عصبانیت رفت بیرون.
(( هر کسی را هوسی در سر و کاری در پیش من بیکار گرفتار هوای دل خویش ))
پی نوشت : فکر کنم سعدی گفته! حال نداشتم، وسطش فاصله رو بی خیال شدم!
نیستم
یا که نیستید
یا
نمی خواهید که باشید ؟
آخر دلم گرفت در این فضای مجازی کذایی
پی نوشت : بین خودمان باشد از این جور مثلا شعر گفتن ها زیاد هم سخت نیست!
پی نوشت 2: پی نوشت اول قسمتی از شعر بود!
دنبال کنسرت های جانی کش می گشتم. گذرم به یکی از این روم های معرفی لینک خارجکی افتاد. یک لحظه فکر کردم قسمت نظرات یکی از مطالب جنجالی بالاترین است. دعوای کاربران بر سر آپلود کردن فایل ها بود. گروه زیادی از آپلود مجانی rapidshare.com طرفداری می کردند و چند نفری اصرار داشتند که depositfiles.com جای بهتری برای به اشتراک گذاری فایل های حجیم است. یکی از نظرات برایم جالب بود. کاربری بعد از مقادیری کلمات حاوی F و S گفته بود: (( این سایت depositfiles.com بهتر است گورش را از شبکه تارنمای جهانی گم نماید. دانلود یک فایل 100 مگابایتی از depositfiles.com بیشتر از 10 دقیقه طول می کشد!!! ))
به نظرم شخص خیلی بی شعوری بود. بد ضد حالی به من زد!