تبليغاتX
!چه غلطا
بالاترین: Balatarin
 

به سرم شرط میبندم عکاس نمی دونسته داره چه عکسی می گیره !

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/07/30ساعت 12 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin
اولین موس دنیا

اولین موس دنیا

 

چقدر شبیه موس قبلیه منه !

 

با تشکر از سایت http://weblog.aminsabeti.com/ به خاطر لینکش ، که کار منو خیلی راحت کرد.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/07/30ساعت 3 AM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

کامپيوتر از قسمت هاي مختلفي تشکيل شده است ؟ قسمت پردازش ، ورودي داده ها ، نمايش داده ها و .  . . ورود داده ها از طرق مختلف و با تجهيزات گوناگوني انجام مي­گيرد. مهمترين ورودي داده ها صفحه کليد و يا همان keyboard است که تقريبا از همان ابتداي پيدايش کامپيوترها جزء لاينفک دستگاه هاي کامپيوتر بوده اند. در اين ميان تجهيزات ورود داده هاي گوناگون ديگري نيز وجود دارد از جمله : موس ، قلم نوري ، انگشت و . . .

موس يا موشواره يکي از تجهيزاتي است که به دليل سادگي يادگيري و سهولت استفاده از آن بسيار مورد علاقه کاربران مي­باشد و اين ميزان علاقه و محبوبيت را مي­توان در ابتکارات و خلاقيت هاي متنوعي که صرف ساخت موس هاي جديدتر ، شکيل تر و راحتتر مي­شود ؛ بخوبي دريافت . بشريت انقلاب موس اپتيک را هيچگاه فراموش نخواهدنمود ؛ يا موسهايي که به شکل شتر و خرگوش ساخته شده­اند. در اين ميان طبق نظرسنجي هاي انجام شده ، خراب شدن موس در ابتداي تعطيلات در صدر فهرست وحشتناک ترين بلاهاي طبيعي و غير طبيعي در صنعت کامپيوتر و غيره قرار گرفته است. که اين امر بيانگر نقش حياتي و جايگزين ناپذير اين وسيله ساده در زندگي و تاريخ آدميان مي­باشد. بنابراين خواهشمنديم ، روز 20 اکتبر را که در آن بيکاريد و هيچ مناسبتي وجود ندارد به عنوان روز جهاني " موس و . . . " اعلام نماييد.

با تشکر

به نمايندگي از تمامي موس دوستان جهان

Bobby Deff

رونوشت:

سازمان ملل

يونسکو

دفتر رياست جمهوري کليه کشورهاي دنيا

عباس حسينينژاد

 

بعد از تحرير : فهميدين ؟؟ من چه بلايي سرم اومده بود ؟؟

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/07/29ساعت 11 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

((سرعتش خيلي زياده ، اونقدر که با هيچ چي نميشه اندازش گرفت. ))

دنيا رو مي­گم ، دنيا و تکنولوژي و علم و هنر و . . .

 

مي­خواستم يه چيزايي در مورد اين روزام که دوباره شروع کردم فيلماي محبوبم رو براي چندمين بار مي­بينم ؛ بنويسم . از لذتي که دوستيه اسکورسيزي و دنيرو بهم دادن. ولي . . .

اومدم بنويسم ، با خودم گفتم که اولش يه سري به نت بزنم. کانکت شدم و OFF هام رو نگاه کردم و ديوانه شدم. همين.

نمي­تونم بگم چي ديدم چون امکان داره شما هم ديوانه بشين ، شايدم شدين.

نمي­دونم قيمت داشتن اين ديوانگي چقدره !!!

 

 

بعد از تحرير : يه فيلم تبليغاتي هم اينجا هست ، اگه باورتون نشد يا نتونستين ديوانه بشين . يه نيم ساعتي طول مي­کشه کامل بشه.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/07/25ساعت 0 AM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin
 

 

آدمهای خوب شهر . من خیلی خوشم اومد. حتما سر بزنین!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/07/24ساعت 1 AM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin
یکی از اون لحظات ناب " متد "
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/07/23ساعت 11 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

 

آخرش راحت شديم. آخيش.

خسته شدم از بس ناخدا رو دودر مي­کردم، حتي از استادم هم بيشتر. راحت شدم اساسي. کشتي رو رد کرديم رفت و ناخدا با پولش يه پرايد خريد. بهم قول داده ماهي يه بار منو ببره " پاليزي " واسم هله هوله بخره. چه حالي مي­ده ، ولي دريا نميشه!

تازه دوتا هم اتاقيه جديد هم پيدا کرديم. جناب اصغر خان عزيز و آقاي بلبل. امروز در ديار زر خيز خوزستان باهاشون هم اتاقي شدم. اين رو نوشتم که بفهمين چقدر خوشحالم. هاي جماعت ، اصغر ، با تو ام ها !!

دوتا چيز جديد هم کشف کردم :

1-     در شبهاي مبارک احيا برخي از بقالي ها از فروش تخمه و آجيل جات خودداري مي­کنن. شنيده بودم ولي برخورد نداشتم.

2-   اين جاني دپ چه راهيي داره تو نقش منفي! تا نزديکي معرکه پيش رفته بود تو اين فيلم " همسر فضانورد " . آقاي دپ از اون کسايي که دنيا رو قابل تحمل مي­کنه.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 11 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin
 

-             من چيکار کردم که لايق تو شدم ؟!!

-      معمولا اين رو وقتي بهم مي­گن که دارن از در بيرون مي­رن ، نه وقتي روبروم واستادن. پيشرفت خوبيه !

 

  playing by heart شادترین نقش آفرینی خانم جولی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 1 AM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

تو يک ماهي که من رفته بودم ، اتفاقات ريز و درشتي زيادي رخ داد که از همه قسم و رنگ و شکل توش بود. اما خوب يادش بخير ايمان سعيدي زند که جاش يه دفعه بد جوري خالي شد. اما همه اينها که دليل نميشد ، و من اينو همين الان فهميدم – في البداهه- بنابراين تصميم گرفتم تا زمان تعطيلي بعديم ، فعلا که عجالتا گرمم و حاليم نيست تا مي­تونم بنويسم و جبران کنم . هرچند جبران کردن به نظرم خيلي فاجعه بار تر از بي­خيال شدنه.تا حالا آدمي رو نديدم که از فرصتي که براي جبران يک اشتباه بدست آورده ، براي انجام يک اشتباه بزرگتر استفاده نکرده باشه . شما ديدين ؟؟!!!!

عصري يه خبرگزاري جديد پيدا کردم و يه سري مشعوف شدم . تو يکي از قسمت­هاش يه چندتا جوک درباره بوش پسر بود. دوتاش که بيشتر طنز بود رو داشته باشين تا بعدا خودتون برين  اينجا و بقيه­ش رو بخونين.

با اين يکي کلي خنديدم :

يک شب پسري در بزرگراه هاي آمريکا مشغول رانندگي بود که با ترافيک شديدي متوقف شد. همانطور که در ماشين نشسته بود، يکي به پنجره ماشين زد. شيشه را پايين کشيد و پرسيد:« چه خبر شده است؟»

«جورج بوش را گروگان گرفته اند و يک ميليون دلار براي آزادي اش خواسته اند و گفته اند که اگر پول را جمع نکنيم، او را آتش مي زنند.»

« چقدر جمع کرده ايد؟ »

 -حدودا بيست ليتر!

..

در مورد اين يکي احساسم پيچيده است :

شبي جورج بوش و توني بلر به بار رفته بودند و سرگرم گفتگو بودند. يک نفر کنارشان نشست و پرسيد که دارند راجع به چه موضوعي حرف مي زنند.

جورج بوش گفت: « ما داريم جنگ جهاني سوم را طراحي مي کنيم و قصد داريم پانزده ميليون مسلمان و يک دندانپزشک را بکشيم »

مرد پرسيد: « براي چي مي خواهيد يک دندانپزشک را بکشيد؟»

جورج بوش روي شانه بلر زد و گفت: « ديدي گفتم هيچکس راجع به کشتن پانزده ميليون مسلمان ها سووال نخواهد کرد. »

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/07/19ساعت 0 AM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

 

وودي آلن يك بار گفته بود : " آدم‌هاي ناشكري هستيم كه هر روز صبح كه از خواب بيدار مي‌شويم، خدا را به خاطر مدرسه نرفتن شكر نمي‌كنيم."

 

شماها رو نمي­دونم ، من مدرسه­ام رو دوست داشتم . خيلي کم پيش ميومد که از خواب بيدار شم و دلم نخواد برم مدرسه . راهنمايي اين جوري مي­شدم ولي دبيرستان تا اونجايي که يادم مياد جز اون 1 ماهي که تقلبم رو آقاي اکبري گرفته بود و ورقه ام رو پاره کرده بود و انظباطم شد 15و معارف اسلامي 12 و معدلم 25/17 ؛ هيچوقت از مدرسه متنفر که سهله ، خسته هم نمي­شدم .دليلش رو خودم خوب مي­دونم ولي دلم نمي­خواد شما بدونين.

راستي ديروز يه لينک ديدم که نوشته بود وبلاگ نويسي يه جور ناهنجاري روحيه و موجب ميشه آدمي اسرارش رو در اختيار مردم قرار بده . من که بازش نکردم. اصلا دوست ندارم يه مرض به 47 تا مرضي که دارم اضافه بشه .

 

يه لحظه هوس کردم که ايکاش آقاي اکبري تو دانشکده ما بود. حالا هر کاره که دلش مي­خواست .اگه مثل مدرسه معاون بود که ته عشق و حال بود . يه روز ميرفتم دانشکده و يه هفته مي­خنديدم.

جمله قصار بالا رو هم از تو نوشته هاي امير قادري دودريدم.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/07/18ساعت 0 AM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

 

 

 از سه چيز بي­نهايت متنفرم : ريا ، حماقت و . . .  .

اين روزا هردوتای که گفتم، داره به اينجام ميرسه .

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/07/17ساعت 11 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

 

اقسام محرم و نامحرم

 

" کساني که نامحرمند اول عمامه بسر ، اگرچه کوچک و کمتر از پانزده سال 1 داشته باشد، ولي عمامه هرچه بزرگتر باشد صاحب آن بيشتر نامحرم است ؛ و طالبان علم ، در هر لباسي باشند. ديگر علماء و پيش نمازان و خدام مساجد و روضه خوان و واعظ و تاجر و کساني که به حج رفته باشند. ديگر موذن. و واجب است اين چند طايفه اگر محرم نسبي هم هستند مانند شوهر2 يا پسر خود و عمو يا پسر برادر و پسرخواهر و دايي ، زن از آنها بگريزد و اجتناب نمايد والا گناه کرده است.

اما آنان که محرمند: يهودي يراق فروش ، سبزي فروش3 ، زردک فروش ، بزاز ، پنبه عوض کن ، طبيب ، رمال ، دعانويس ، جادوگر ، مطرب ، نقاره چي ، عمله ، کلاه بسر4 ، گلوبند فروش . و دده­بزم­آرا5 فرمايد که اگر يهودي يراق فروش باشد و اتفاقا جادوگر6 هم باشد ، به اندازه­اي محرم است که تا هم فيها خالدون ! "

 

کپي برابر اصل از باب دوازده ام کتاب کلثوم ننه7 نوشته آقا جمال خوانساري ، انتشارت مرواريد ، چاپ اول تابستان 2535 .

 

 

1      چند روز پيش يادم نمياد کجا يه پسر نوجوان – حتي نو تر – معمم ديدم . گفتم که شما هم بدونين.

2            پاخ پاخ پاخ . . .

3    احتياط است که عمو خوانده شود.

4     کله بسر يعني چه ؟؟؟

5     از پنج عالمه بزرگ زنان . چهار عالمه گرانمايه ديگر عبارتند از : بي­بي شاه زينب ، کلثوم ننه ، خاله جان آقا ، باجي ياسمن – رضي الله فيها -

6      در کتاب دعانويس قيد شده است. احتمالا منظور همان است.

7     کلثوم ننه کتابي است به فارسي در هزل و موضوع آن مقابله اختلافات فقهاست و از جمله از رسوم آداب زنان بحث مي­کند . مولف فرض کرده است که اين مراسم و آداب وحي شيطان است. بعيد نيست اين کتاب هزل که تاليف آن را به آقا حسين خوانساري نسبت مي­دهند ، از لطايف طبع پسرش آقا جمال الدين باشد. آقا حسين از دانشمندان علوم ديني و ادبي بوده و از جمله شاگردانش ميرداماد است.

به نقل از فرهنگ معين جلد اول

 

بعد از تحرير : تعدادي محدود از کتاب وزين کلثوم ننه رو از يه جايي دودر کردم . به دليل مشکلات ايجاد شده در برخي جاها با 90% تخفيف مي­فروشم. با احتساب تورم از سال 2535 تا سال 1385 ميشه هر جلد 1000 تومن.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/07/17ساعت 11 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

 

 اعتراضات رسمي يک ني ني چهارده ماهه!

آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچه­ي غير پاستوريزه و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نماليد.

خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي دبي* شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود!

پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي­اندازد!

مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش " بول بول بول بول" مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت.شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت.

مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد.

آقاي پدر!هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي­تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست.

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا "پووووووف" مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم.

 

بعد از تحرير : خيلي وقت پيش ها واسم ميل شده بود . منم گذاشته بودم واسه وقتي که دست و بالم تنگه . الان وقتشه ؟؟

 

* دبي همون حجم در واحد سطح. زمان است.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/07/17ساعت 9 PM توسط آداش خان |

بالاترین: Balatarin

 

 " خشت به آسياب ببري ، خاک نصيبت ميشه آخر "

بزرگترين مشخصه فيلم سازي مرحوم علي حاتمي ، ديالوگ هاي زيبا در کنار موسيقي سنتي زيبا و حساب شده فيلم هاشه . ( دلشدگان بهترين مثال ه ، هر چند به دليل مشکلات اون جور که دلش مي­خواست ، نتونست بسازتش. )

اين وسط فيلم کميته مجازات هم ( که پس از سالها امروز بعدازظهر موفق به ديدنش شدم) مستثني نيست و با وجود نارسايي­هاي شخصيت پردازي و ريتم نسبتا ضعيف فيلم به دليل همين ديالوگ­هاي فوق­العاده زيبا و موسيقي آشنا ، بازهم فيلم خوب و قدرتمندي به نظر مياد. البته بيرون اومدن فيلم از دل يک سريال بسيار محبوب هم در خوش­اومدي فيلم بي تاثير نيست.

 تو اين وفور فيلمهاي مزخرف آلماني و ايتاليايي ، خيلي دلنشين بود که بعد از سالها ، جمعه بعدازظهر جلوي تلويزيون  بنشيني و فيلم  -هر چند ضعيف-  يک استاد فقيد رو ببيني .

ياد لذت "سوته­دلان" و "دلشدگان" و بهت و حيرت "مادر" بخير.

 

بعد از تحرير : اين مطلب رو تقريبا دو ماه پيش نوشته بودم.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/07/17ساعت 9 PM توسط آداش خان |

 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin